ماریا موریجی خبرنگار باسابقه و مستقل ایتالیایی در نشریه ای که ترجمه نامش، "|افکار عمومی" است می نویسد: تصاویر مراسم تشییع جنازه باشکوه چشمگیر، حضور مردم تکان دهنده، تعداد بالای هیئتهای رسمی خارجی (از جمله عربستان سعودی) تأمل برانگیز است... و همچنین غیبت نمایندگان کشورهای حامی آتلانتیک گرایی + صهیونیسم قابل توجه است، اما جای تعجب نیست.
ما حتی جرات نداریم تصور کنیم که اوریانا{فالاچی، روزنامه نگار اسلام هراس و ضد ایران که سالها پیش مرد} در این مناسبت چه مینوشت و چه اعلام میکرد تا جمعیت غربی را به یک جنگ صلیبی حماسی جدید علیه تروریسم که توسط اسلام به طور کلی و اسلام شیعه به طور خاص آغاز شده است، برانگیزد. در سطحی بسیار واقعبینانهتر، ترامپ به سادگی میگوید: «همه آنها آنجا هستند. یک حمله و ما میتوانیم همه آنها را از بین ببریم، اما این کار را نمیکنیم، زیرا در غیر این صورت کسی برای مذاکره با ما باقی نمیماند.» و ترامپ از اشکهای مردم عادی و نمایندگان نهادها در مقابل تابوت شگفتزده میشود... او معتقد بود که مردم ایران از رهبر سابق متنفرند... اما شاید، او میگوید، آنها برای گریه کردن پول میگیرند و همه اینها فقط یک نمایش است.
صرف نظر از آنچه اوریانا ممکن است گفته باشد و آنچه ترامپ واقعاً گفته است، چشمانداز افکار عمومی غرب ویرانگر است: اجبار به تکرار، ترس، جهل، تعصب، اهریمنسازی مداوم از دشمن، تکبر در القای ارزشهایمان به هر زمینه ژئوپلیتیکی دیگر، همراه با این توهم که یک فشار برای نابودی نظام ایران کافی بوده است... از سوی دیگر، ایران نشان میدهد که مردم و تمدن بودن، دفاع از ارزشهای خود و تسلیم نشدن در برابر راحتی به چه معناست.
در روزهای اخیر، تصاویر، ویدیوها و بیانیههایی از بسیاری از دوستان دعوتشده و حاضر در تهران دریافت کردهایم (ما میتوانستیم خودمان آنجا باشیم، اما به دلایل سلامتی مجبور به لغو آن شدیم). این تصاویر از میهنپرستی، مشارکت، شور و شوق، احساسات و همبستگی با مردم ایران حکایت دارند. همه اینها احساسات و واکنشهایی هستند که افکار عمومی جریان اصلی غرب در تلاش است تا آنها را در اسلام شیعه که به گرایش خطرناک به سوی «نظامی دینی» بیگانه با دموکراسی مشروطه متهم شده است، تشخیص دهد. این موضوع، یعنی اتهام «دینسالاری»، نیز موضوعی تابو است که همه - کارشناسان، مفسران و صاحبنظران - با دیدگاهی که اغلب سطحی و خصمانه است، به آن میپردازند. این دیدگاه، حق مطلب را در مورد منحصر به فرد بودن نظام ایران که دارای پایههای محکم قانونی است و «رویه حکومتی طبقه مذهبی» نیست، ادا نمیکند، بلکه نیاز به راهنمایی معنوی را در رابطه با ارزشهای جامعه که در قرآن به رسمیت شناخته شده است، نهادینه کرده است. (مقاله در Marx21: https://www.marx21.it/internazionale/liran-non-e-una-teocrazia-anche-se-ce-lo-raccontano/).
و حتی جنجال ساختگی بر سر موضوعی مانند حکومت دینی، نشانهی مهمی است: ما همچنان به دخالت و قضاوت ادامه میدهیم و در حوزهی نفوذ خود دعوا راه میاندازیم تا حرف آخر را در مورد افقهای دیگران بزنیم. اما این یک بازی بداهه است که با تمایزات بیش از حد خود خستهکننده میشود و در نهایت به نگرشهای اسلامهراسانهی کسانی دامن میزند که نه صبر دارند و نه تمایل به استدلال جدی.

همچنین نباید وزن اسلامهراسی را در مسئله مهاجرت و سیاستهای مهاجرت مجدد که در حال حاضر در مرکز بحثها قرار دارد، فراموش کنیم. در کشورهای میزبان، برداشت و نحوه برخورد با مسلمانان اغلب با سیاسی شدن جریانهای مهاجرت تشدید میشود. حضور مهاجران مسلمان توسط افکار عمومی بیش از حد ارزیابی میشود، زیرا اگرچه طبق دادهها، جمعیت مسلمانان در اتحادیه اروپا در اقلیت است، با این وجود بر مسائل امنیتی مربوط به تروریسم تأثیر میگذارد و فضایی از سوءظن، عدم تحمل، تبعیض شغلی و حتی طرد اجتماعی ایجاد میکند و بحث را بر ناسازگاری بین ارزشهای غربی و فرهنگ اسلامی متمرکز میکند. موریجی می نویسد بیایید با رویکردی شاد و سرخوشانه بحث را به پایان برسانیم. درست قبل از ۴ جولای، مدیاست فیلم آرگو (۲۰۱۲) را دوباره پخش کرد که عملیات مشترک بعید و جسورانهی سازمان سیا و دولت کانادا برای نجات شش دیپلمات آمریکایی پس از حمله به سفارت آمریکا در ۴ نوامبر ۱۹۷۹ را روایت میکند. با وجود تدابیر امنیتی شدید توسط سپاه پاسداران، گروه شش نفره دیپلماتها که خود را به عنوان یک گروه فیلمساز جا زده بودند، درست قبل از اینکه مخفیگاهشان کشف شود، موفق به سوار شدن به هواپیما به مقصد کانادا شدند. این فیلم تمام عناصر کلاسیک را دارد: قهرمان، آدمهای خوب، آدمهای بد و پیروزی نهایی خیر. و تصویر چندوجهی آمریکاییها از نظر انسانشناسی جالب است: تعهد و درستکاری اخلاقی والای عاملی که نقشه تخلیه را طراحی کرد؛ دوستی، سرزندگی و بیپروایی تهیهکنندگان هالیوود؛ سیاستمداران، همگی شلخته اما با انگیزههای خیر؛ و اضطراب و شکنندگی قربانیان (گروگانها). برعکس، آدمهای بد (سپاه پاسداران و همه ایرانیان) به عنوان یک بلوک واحد معرفی میشوند: انسانهای متعصب، تاریک، مشکوک و لجوج بدوی که هرگونه آزادی و حق انسانی را پایمال میکنند.
بیایید با آن روبرو شویم، داستان مثالزدنی غول شیطانی و تام ثامب بسیار باورپذیرتر است، حتی اگر رویاهای کودکی را مختل کند. اما هر از گاهی باید دیدگاه خود را تغییر دهیم و از شرورهای داستانهای پریان که برایمان تعریف میکنند، حمایت کنیم.
این روایت ها در حالی است که امثال مورینو جوستینو روزنامه نگار راست و نویسنده روزنامه هایی چون huffpostitalia - ilfoglio - ilriformista در حساب شخصی اش نمی تواند عصبانیتش را پنهان کند: او می نویسد ۴۰۰ وبلاگنویس و اینفلوئنسر خارجی به #ایران آمدهاند تا این مراسم را پوشش دهند و بیکموکاست، همان تبلیغاتی را مخابره کنند که رسانههای سپاه پاسداران در سراسر جهان منتشر میکنند. بنابراین، ما باید بر ثبت و روایت صحیحِ آنچه در این منطقه معدنی #ایران رخ داده است، پافشاری کنیم. لطفاً این مطلب را به اشتراک بگذارید!
نظر شما